سهم من از تو
اصلا نگفتی کجا خاطراتت رادور بریزم.
وکوله ام را به دوش کدام سنگ صبور ... بیاویزم.
بگذریم....
اما صداقت من سزاوار این همه تنهایی بود؟
نه این حق من نبود.
اصلا نگفتی کجا خاطراتت رادور بریزم.
وکوله ام را به دوش کدام سنگ صبور ... بیاویزم.
بگذریم....
اما صداقت من سزاوار این همه تنهایی بود؟
نه این حق من نبود.
نه از زنبور که وقتی از گلی خسته می شود سراغ گل دیگری می رود
پس کجایی بی وفا؟
تا من باورم شد تو در کنارم هستی.
تنها برای قلب تو که اولین واخرین حکایت بی انتهای عشقم هستی:
می نویسم که دوستت دارم
دوست دارم چون زیبا ترین افکار من هستی.
دوست دارم چون قشنگ ترین رویای من هستی.
دوست دارم چون بهترین خاطرات من هستی.
دوست دارم چون اولین عشق من هستی.
گناه من چیست که دوست دارم؟
مث وقتی که عشقی بود و حرمت داشت برای هم عزیز و محترم بودیم
هواتو دارم وفکرت نمی ذاره روزای زندگیمو سر کنم بی غم
دلم خیلی گرفته گیج وداغونم دارم از دست میرم بی تو بی مرحم
واسه من خاطرات تو نمی میرن نمی تونم فراموشت کنم سخته
هنوز خیلی دوست دارم ولی دیگه قرار نیست چیزی از نو باز بشه تکرار
سلامي كه نميدونم جوابي داره يا نه؟
ولي من نااميد نميشم وهميشه به اميد جواب ميمونم
تجربه به من نشون داده كه در زندگي هم اميدلازمه هم صبر
فقط كافيه كه تحمل داشته باشي وبه قول معروف سنگ زيرين اسياب باشي
عزيزم:نااميدم نكن وجواب سلامم را بده
بوسیدن قول ماندن نیست
وعشق هرگز ضمانت تنها شدن نیست
وخوشبختی مثل پروانه است وقتی دنبالش میدوی فرار میکند
اما وقتی صبر کنی میاد روی سرت میشینه
وبالاخره :برات ارزوی یه دنیا پروانه دارم
کمی تنها.کمی بی کس.کمی از یادها رفته
خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته؟
نمیدانم مرا ایا گناهی است
که شاید هم به جرم ان غریبی و جدایی است
مرا اینگونه باور کن
قرار ما این بود که با هم باشیم بدون دیدن.
به قول خودش پشت به پشت هم ولی دوست بداریم.اولین بار که دیدمش:
چهره ای نورانی وزیبا بالبخند قشنگی که هرگز فراموشم نمیشه.با یک پیراهن به رنگ قشنگ اشنایی
سوار بردوچرخه ای زیبا ودوست داشتنی.
قراری زیبا وبه یاد ماندنی در خیابانی که منتهی میشد به راه اهن.
ایا مرا گناهی است که جرم ان غریبی و جدایی است؟